تبليغاتX
سرزمین ریاضیات
سرزمین ریاضیات
 

دكتر غلامحسين مصاحب

 

پيشگام آموزش رياضيات جديد در ايران

 

 


غلامحسين مصاحب در سال 1289 شمسي در تهران زاده شد. خانواده او عموما اهل فرهنگ بودند. پدربزرگ او، ميرزا غلامعلي خوشنويس، به چندين هنر آراسته بود. خط خوشي داشت و از كارهاي ظريف او اين بود كه بر روي تخمه خط مي نگاشت. در زبان فارسي و رعبي ورزيده بود و اصول دستور زبان عربي را در هزار بيت به شعر سرود تا راه دانشجويان زبان عربي را هموار سازد و كار دشوار زبان آموزي را با چاشني ذوق و ادب، خوشگوار سازد.....  .



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 توسط Amir-Yeganeh

شعری که زنده یاد رضا صادقی هنگامی که از المپیاد جهانی هنگ کنگ برگشته بود در سر جلسه امتحان شیمی برای آقای سلیمانی دبیر وقت! شیمی دبیرستان هاشمی نژاد نوشت.




ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط Amir-Yeganeh

 از بزرگان راجع به ریاضی بشنویم

ایمانوئل کانت
علم ریاضی درخشان ترین مثال برای این واقعیت است که چگونه استدلال محض دامنه تاثیر گذاریش را بدون کمک تجربه گسترش می دهد

فلیکس کلاین
افلاطون گفت : خدا هندسه دان است ، ژاکوبی این جمله را چنین تغییر داد : خدا حساب دان است ، سپس کرونکر آمد و این سخن به یاد ماندنی را باب کرد : خدا عدد های طبیعی را آفرید ، ما بقی کار انسان است

هرمان مینکوفسکی
عدد های صحیح سر چشمه کل ریاضیات هستند

خیام
ریاضیات، به پیشگامی سزاوارتر است

ائوریدس
اعداد نیرومندند و چون با هنر همراه گردند، مقاومت ناپذیرند

جی.جی. سیلوستر
هدف فیزیک نظری کشف قانون های جهان قابل فهم است ؛ هدف ریاضیات محض کشف قانون های فهم بشر

داوید هیلبرت
کسی که در جستجوی روش است بی آنکه مساله ای جدید در ذهن داشته باشد اغلب به نتیجه نمی رسد

پیر فرما
و شاید آیندگان از اینکه نشان داده ام قدیمی ها همه چیز را نمی دانستند ، سپاسگزار من باشند

آراگو
اویلر خیلی راحت محاسبه می کرد، به همان راحتی که انسان نفس می کشد یا عقاب خود را در آسمان نگه می دارد

جان لاک
اثبات ریاضی مانند الماس قاطع و شفاف است، و با چیزی جز استدلال دقیق نمی توان به آن رسید.

دمورگن
نیروی محرکه ابداع ریاضی استدلال نیست، تخیل است

د.یا. سترویک
باید به یاد داشته باشید که مفهوم های ریاضی نتیجه ای از کار ازاد ذهن نیستند بلکه انعکاسی از جهان واقعی و عینی دور وبر ما هستند که البته اغلب به صورت کاملا انتزاعی طرح می شود

آ.ن.کر یلاف
مهندس باید از روشهای کلی ریاضیات که در حل مجموعه ای از مسئله ها به کار می رود استفاده کند . تنها در این صورت است که می تواند به پرسشهای تازه ای که در رشته تخصصی او وجود دارد پاسخ گوید

ب.فلدلیوم
هر کشف تازه ای که در علوم طبیعی و صنعت رخ میدهد تنها از راه به کار بردن نتیجه گیری های جدید در عمل و یا زنده کردن نظریه های فراموش شده ریاضی است به این ترتیب نظریه های ریاضی از قبل راه پیشرفت علم وصنعت را پیش بینی می کنند

از : http://amath.blogfa.com

ارسال در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 توسط Amir-Yeganeh

میرزاخانی از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه سال 76 است

دکتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن دادند.  مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴  ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ی فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت .  سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه ی ۱ طلای جهانی را به دست آورد.  مریم در دانشگاه شریف در رشته‌ی ریاضی ادامه تحصیل داد.

میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد.  مریم میرزاخانی که تحصیلات کارشناسی‌ارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت.  به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند.  این فهرست بر اساس پیشنهاد‌های ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌یی تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان 29 ساله ایرانی یکی از آنهاست.  میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق به پیدا کردن راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی شد که بسیاری را به دام انداخته بود:  محاسبه حجم‌های فضایی منحنی هندسی.  ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی.
میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل کند.  در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد.  در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.  جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) می‌گوید: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است.  وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد.  مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است.  میرزاخانی دانش‌آموز نخبه ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد و از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است.  در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

بیست و ششم اسفند ماه هرگز فراموش نخواهد شد.

که جامعه ریاضی داغدار فرزندانی شد که هر یک ستاره ای بودند....

....یاد و نامشان همواره زنده خواهد بود.

ارسال در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط Amir-Yeganeh
img/daneshnameh_up/6/65/Aristotle.jpg

ارسطو در سال 384 ق. م، در استاگیرا واقع در شمال یونان چشم به جهان گشود. پدرش نیکو ماخوس، پزشک دربار پادشاه مقدونیه بود.

ارسطو هنگامی که حدود هفده سال داشت به قصد تحصیل به
آتن رفت و در سال 368 ق.م، عضو آکادمی افلاطون شد. در اینجا به مدت بیست سال، یعنی تا هنگام مرگ افلاطون در 348 ق. م باقی ماند. وی بزرگترین و مبرزترین شاگرد افلاطون بود.

پس از مرگ استاد، آتن را ترک کرد و شعبه از آکادمی در شهر آسوس در ناحیه ترود تاسیس کرد.
در این جا با هرمیاس، حاکم یکی از آن مناطق آشنا شد و پس از مدتی با خواهرزاده او ازدواج کرد.

در سال 343 ق.م،
فیلیپ مقدونی ارسطو را دعوت کرد تا تعلیم و تربیت پسرش اسکندر را که در آ ن موقع سیزده سال داشت، به عهده بگیرد.
ارسطو این پیشنهاد را پذیرفت و به تربیت علمی و اخلاقی وی همت گماشت. ارسطو با قبول این کار، نقشی مهم در
تاریخ ایفا کرد؛ چرا که پس از چند سال، در سال 336ق.م، اسکندر بر تخت نشست و به جهان گشایی پرداخت.
در این هنگام، ارسطو مقدونیه را ترک کرد و به آتن بازگشت.
در آن جا وی به آکادمی افلاطون باز نگشت، بلکه دانشگاه جدیدی به سبک آکادمی استادش بنا نهاد که به نام ناحیه ای که در آن قرار داشت، لوکیوم نام گرفت.

لوکیوم دانشگاهی بود علمی، مجهز به کتابخانه و معلم که در آن دروس به طور منظم تدریس می شد. در لوکیوم، متفکران و محققان به نحو پیشرفته ای به مطالعات خود می پرداختند.
خود ارسطو در این مدرسه به تدریس و ارائه نظریات خود می پرداخت. بیشتر آثاری که از ارسطو باقی مانده است، یادداشت هایی است که شاگردانش از مطالب او بر می داشتند.

او عادت داشت که در وقت تدریس قدم بزند و به همین دلیل، فلسفه وی به فلسفه مشاء، یعنی فلسفه بسیار راه رونده، شهرت یافت.

اسکندر در سال 323 ق.م در گذشت و به دلیل بدبینی زیادی که علیه اسکندر در یونان و مخصوصا آتن وجود داشت، ارسطو متهم شد که اقدامات و جنگ افروزی های شاگردش موافق بوده و او را تحت نفوذ خود قرار داده است.
به همین دلیل، ارسطو آتن را ترک کرد و به خالکیس، واقع در اوبوئیا رفت و در آن جا در ملک مادری خود اقامت گزید.
او مدت کوتاهی بعد از آن، در سال 322ق.م در اثر یک بیماری در گذشت.

ارسطو از بزرگترین
فلاسفه جهان است که درباره تمام مسائل مهم و موضوعات اصلی فکری و فلسفی، نظریات گسترده و بی مانندی ارائه کرده است. از فیزیک ومنطق گرفته تا اخلاق و سیاست و تراژدی و نجوم.

نظریات او مخصوصا
مابعدالطبیعه و منطقش،در سراسر قرون وسطی حاکم بر مکاتب فکری اروپا و کلیساها بود و پس از آن نیز افکارش زمینه ای شد برای رنسانس علمی و فرهنگی.

در
فلسفه اسلامی نیز نقش او بیش از دیگر فلاسفه یونان است.
بیشتر
فلاسفه اسلامی مانند فارابی و ابن سینا پیرو او بودند و به همین خاطر، به مکتب مشاء تعلق دارند. آن ها عمدتا به شرح و تفصیل آراء منطقی و فلسفی او پرداختند.

برای اطلاع از افکار و آراء وی، نکاه کنید به:

منابع


  • تاریخ فلسفه،‌ جلد 1 صفحه 310-307
ارسال در تاريخ شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط Amir-Yeganeh

منابع: 50 فیلسوف بزرگ از تالس تا تاسارتر .دایانه کالینسون مترجم محمدرفعی مهر ابادی

 
 

سقراط

     

نام سقراط شاید پراوازه ترین نام درفرهنگ غرب باشد اشتهار  او به خاطراثار مکتوبش نیست چرا که هیچ اثر مکتوبی از خود به جا نگذارد. 

   روش فلسفی سقراط موسوم به اثبات خطا و لغزش بود یک کنکاش و زیرسوال بردن باورها و اعتقادات به منظور اثبات حقیقت وبر ملاکردن تناقضاهای ان .

  سقراط ازمردم اتن بود. او فلسفه کیهان شناسی عصر وزمانه خود راتعلیم می دادوبه منا ظرات فلسفی میپرداخت.

   شهرت سقراط به خاطر پرشهای مبتنی بر تکذیب قیاسی وی  ازاموزگاران سوقسطایی و نیز به بدلیل محکوم کردن استدلالهای ظاهر فریب وغلط انداز انان بود .

     سقراط خواه به لحاظ شخصیت انفرادیش وخواه از حیث اخلاق اجتماعی یک انسان به تمام معنا بود وهمین موضوع باعث   هلاکتش شد

دور شدن توجه قلسفی سقراط از طبیعیات یک تحول مهم به شمار می اید که تفکر فلسفی رادر مسیرهای تازه ای قرارداد به طوری که در گفتگوی وی با سیبس نقل می کند موقع مطالعه علوم طبیعی به عبارتی در یکی ازاثار اناکساگوراس برخورد کردم که می گفت ذهن علت همه چیزهاست. پس شادمان شدم که ذهن یا هوش را باید به مثابه علت نخستین به شمار اورد زیرا ذهن میتواند همه چیز را به بهترین صورت وبه سود همگان سروسامان دهد .     

 .از رو به سرعت سرگرم مطالعه اثار اناکسا گورراس شدم با این امید که بتوانم نیک رااز بد تمیز دهم .

هدف همیشگی سقراط این بود که راه ورسم زندگی پر فضیلت وتقوا را فراگیرد.کردار بد ناشی از نادانی است وانسانها از سر اگاهی وهوشیاری به دنبال شر نمی رود .سقرات به دلیل تقواو اگاهی که داشت به تعلیم دهنده راه ورسم زندگی مشهوراست.

      دکارت را به عنوان بنیانگزار فلسفه نوین به شمار اورده اند  . او ریاضیدان ودر عین حال فلسوف بود .

        دکارت بر مبنای قضیه چون فکر می کنم  برهانی را برای اثبات دو جوهر هستی یافته واشکار یکی مادیودیگرسی غیر مادی         عرضه کرد وانرا به فلسفه دکارتی افزود وهمراه بااین مسئله فلسفی راعنوان کرد که چگونه ذهن و جسم انسان می تواند در یکدیگر تاثیر بگذارد .

نخستین گام در روش دکارت برای رسیدن به یقین این بود که باید دید ایا می توان در همه چیز شک کرد یا خیر  شک کردن به حافظه  به تشخیص حواس به وجود دنیای پیرامون وبه وجود جسم خود شخص. در تفکرات دکارت این فرض را در نظر میگیرد که امکان دارد یک فریب دهنده بسیار توانمند وهوشمند وجود داشته باشدکه همواره واز روی هدف مرا فریب دهد .

چون فکر می کنم دکارت وتمامی استدلالهای او در تفکرات موضوعاتی هستند که از زمان تالیف اثر مزبور تاکنون درباره انها نقد گسترده ومشروحی صورت گرفته است.

   دکارت شهرت بسیارزیادی به خاطر طرح معضل فلسفی دوگانه ذهن وماده دارد این معضل ناشی از نتیجه گیری  اوست مبنی بر اینکه ذهن به عنوان یک جوهر غیر مادی متمایزاز جوهر مادی یا غیر جسمانی است  واو معتقداست که هر جوهر دارای یک خاصیت اصلی است که طبیعت اساسی وبنیادی ان را می سازد .

علاقه دکارت به ایجاد بنیانهای استوار برای معرفت محدود به فلسفه نبود .ریاضیات نیز از نظر او الگویی برای تمامی معارف بهعشمار میاید زیرا حقایق ریاضی انکار نا پذیرند. او همچنین از یک روش مبتنی بر کسب معرفت الله وروح بشرونیز روش شناخت تمامی  پدیدارهای علمی وطبیعی که به اندازه یک برهان  هندسی ومسلم نیستند اجتناب کرد .او می گوید یک فکر می تواند روشن باشد بی انکه مشخص باشد اما اگر مشخص باشد در این صورت روشن هم هست دکارت میگوید:" چون فکرمیکنم پس هستم "

ارسال در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1387 توسط Amir-Yeganeh

زندگينامة ابوريحان بيروني

ابوريحان محمد بن احمد بيروني ، نابغة نامدار ، نمونة مثالي زدني متفكران هوشيار و معتقد ايراني و بي‌شك يكي از بزرگترين دانشمندان جهان در تمامي اعصار است .

اين محقق جسور در سوم ذي حجة سال 362 هجري قمري در «بيرون» خوارزم (ناحية مصب آمودريا در ساحل جنوبي درياچة آرال) در خانواده‌اي خوارزمي تبار ، گمنام و شيعه مذهب (احتمالاً شيعه زيديه) به دنيا آمد . وي سالهاي آغازين عمر را در زادگاهش سپري كرد و به خوارزمشاهيان معروف به آل عراق كه در «كاث» فرمانروا بودند ، پيوست . ابونصر منصور بن علي عراق كه از خاندان شاهية خوارزم و از رياضيدانان و منجمان بزرگ ايراني بود ، تعليم و تربيت بيروني را بر عهده گرفت و بعدها رساله‌هاي مختلف رياضي خويش را به نام و براي شاگرد دانشورش نوشت .

ابوريجان از همان آغاز جواني مشغول تحققيق و تأليف شد . خود نوشته است . كه در حدود سال 380 هجري قمري ، يعني هنگامي كه تقريباً 18 ساله بود ، به رصد مي‌پرداخت . وي همچنان با ديگر دانشمندان هم عصرش مراودات و مكاتبات علمي داشت و مكاتبات علمي بيروني و ابن سينا با يكديگر بسيار مهم و معروف است .

ابوريجان تا حدود 23 سالگي در خوارزم و ظاهراً در رصد خانه‌اي مشغول تحقيق بود و حدوداً در سال 385 هجري قمري ، پس از انقراض خاندان آل عراق به دست مأمون بن محمد ، والي جرجانيه     (گرگانج) ، و قتل ابو عبدالله محمد بن احمد ، آخرين حكمران آل عراق ، به ناچار زادگاهش را ترك كرد و تا چند سال از شهري به شهر ديگر رفت . در خلال همين سفرها به ري رفت و چنان كه خود در مقدمة كتاب مقاليد علم الهيئه نوشته است ، در انجا با ابو محمود خجندي و كوشيار بن لبان گيلي ملاقات كرد .

بيروني در ري دچار تنگدستي و پريشانحالي بود و خود در اين باره حكايت جالبي را در آثار الباقيه نقل كرده است كه ما نيز به خلاصه‌اي از آن اشاره مي‌كنيم .

روزي بيروني در ري با يكي از منجممان آن شهر رو به روه شد و دريافت كه وي در پاره‌اي از محاسبات نجومي خود اشتباه مي‌كند . بيروني خطاي منجم را تذكر داد و منجم ، كه اطلاعات علميش بسيار كمتر از بيروني بود و خود نيز احتمالاً اين مسئله را مي‌دانست ، به جاي پذيرش نقص كار ، با تكبر فراوان ابوريحان را تحقير و گفتة او را تكذيب كرد . بيروني متوجه شد كه دليل رفتار غير منطقي آن منجم ، توانگر بودن خود او و فقر بيروني است . جالب‌تر اين كه بعدها ، وقتي بيروني از تنگدستي رهايي يافت ، منجم نظر او را تصديق كرد .

ابوريجان از ري به طبرستان و نزد مرزبان بن رستم از اميرزادگان آل باوند و صاحب كتاب مرزبان نامه رفت و كتاب مقاليد علم الهيئه را به نام او نوشت . همچنين مدتي نزد منصور دوم پسر نوح ساماني روزگار گذراند و از حمايت او برخوردار شد .

در سال 387 هجري قمري ظاهراً به خوارزم برگشت و با ابوالوفا محمد بن محمد بوزجاني ، كه در آن هنگام در بغداد بود ، مكاتبه كرد و آن دو با يكديگر قرار گذاشتند كه همزمان در بغداد و خوارزم ،     ماه گرفتگي را رصد كنند . 

ابوريحان در سال 388 هجري قمري به گرگان رفت و در دربار شمس المعالي قابوس بن وشمگير ، امير آل زيار ، از او به گرمي استقبال شد .قابوس مردي با فرهنگي و اديبي فاضل بود و به عربي و فارسي شعر مي‌سرود و در دربارش دانشمندان جايگاهي رفيع داشتند . بيروني كتاب آثار الباقيه را كه نخستين كتاب مشهور و عظيم او به عربي و دربارة گاهشماري است ، به نام شمس المعالي تأليف كرد . دانشمند ما حدود سال 399 هجري قمري به زادگاه خود بازگشت و در جرجانيه يا گرگانج (در شمال غربي خوارزم) به دربار ابوالعباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه پيوست و در آنجا مقامي بلند يافت .

سلطان محمود در مراجعت به غزنه در سجستان (افغانستان) در بهار سال 408 هجري قمري بيروني و جمعي از فضلا و اهل عمل گرگانج را همراه خود به غزنه برد . ابوريحان از آن پس و به اجبار ،‌ شهر غزنه را مركز فعاليتهاي خويش قرارداد و شايد به صورت رسمي منجمي دربار محمود را به عهده داشت .

در دوران سلطنت مردود بن مسعود ملقب به شهاب الدوله (پسر مسعود كه پس از قتل وي در سال       432 هجري قمري به قدرت رسيد) نيز بيروني مورد عنايت و احترام دربار بود و كتاب المجاهر في معرفه الجواهر ، در شناخت گوهرها و كانيها ، از تأليفات اين دورة اوست . آخرين اثر ابوريجان كتاب الصيدنه في الطب و دربارة داروشناسي است . به گفتة خودش در زمان تأليف اين كتاب ، بيش از هشتاد سال داشت و اين مايه پويايي فكري و عزم علمي در چنين سني بسيار شگفت انگيز است . تاريخ فوت ابوريجان را سال 440 هجري قمري و محل فوتش را غزنه دانسته‌اند ولي منطقي به نظر مي‌رسد كه وي كمي بعد از سال 442 هجري قمري فوت شده باشد ؛ زيرا همانطور كه در بالا گفتيم ، خود او تصريح كرده است كه در زمان نوشتن صيدنه ، بيش از هشتاد سال داشت و اگر تاريخ تولد بيروني حقيقتاً سال 362 هجري باشد ، نمي‌توان مرگش را در سال 440 هجري قمري دانست ؛ مگر اينكه ميلاد وي پيش از سال 362 هجري قمري باشد .

ابوريحان شخصيتي اعجاب انگيز و منشور گونه داشت و بسيار پيشروتر از زمان خود به نظر مي‌رسيد . وسعت مشرب ، انصاف علمي ، ، دقت نظر ، دوري جستن از تعصبات و اشتياق غير قابل وصف او براي درك ، تحصيل و تحليل فرهنگها ، افكار و علوم جديد ، هويتي نسبتاً متفاوت با فرهنگ غالب آن روزگار به اين محقق شهير بخشيده بود .

بيروني رياضيدان ، ستاره شناس ، جغرافيدان ، مورخ ، مردم شناس ، دين شناس و فيزيكداني بزرگ بود و تقريباً در همة علوم زمان خويش به جز كيميا (شيمي) محققي نكته سنج به حساب مي‌آمد و همواره با خرافات به مبارزه مي‌پرداخت . بسياري از دانشمندان غرب و شرق از وي به عظمت ياد كرده‌اند و شخصيت پيشرو و منتقدش را با عباراتي به ياد ماندني ستوده‌اند .

اين حكيم نامدار ،‌ روحي وارسته و طبعي بلند داشت . روايت كرده‌اند كه وقتي تأليف كتاب قانون مسعودي به پايان رسيد ، سلطان مسعود غزنوي يك بارِ فيل نقره براي بيروني هديه فرستاد ولي وي آن را به خزانة حكومت بازگرداند و گفت : «مرا به اين مال نيازي نيست ، زيرا عمري به قناعت زندگي كرده‌ام و خوش ندارم پس از اين روشي ديگر در پيش گيرم» .

بيروني تا آخرين لحظة عمر در پي آموختن بود و شايد نقل آن حكايت بسيار معروف و آشنا ، همچنان خالي از لطف نباشد .

در آخرين ساعت حيات اين متفكر بزرگ ، وقتي نفسهايش به شماره افتاده بود ، دوست فاضلي بر بالين وي حاضر شد . ابوريحان با ضعفي كه تمام وجودش را فرا گرفته بود ، از دوستش مسئله‌اي پرسيد . آن مرد اندوهگين و شگفت زده گفت : «اكنون چه جاي چنين پرسشي است ؟» و ابوريجان زمزمه كرد : «بدانم و بميرم بهتر است ندانم و بميرم ؟» آن دوست پاسخ مسئله را توضيح داد و آنجا را ترك كرد ولي هنوز چند قدمي بيشتر نرفته بود كه شيون از خانة بيروني برخاست .

ابوريحان در تمام ايام سال به جز نوروز و مهرگان و روزهايي كه به ضرورتي كار خويش را تعطيل مي‌كرد ،‌مشغول محقيق وتفحص بود . از ويژگيهاي چهره و ظاهر بيروني نيز مانند بيشتر بزرگان اين كشور ، اطلاعات زيادي در دست نيست و تنها همين قدر مي‌دانيم كه او چهره‌اي گندمگون ، شكمي بزرگ و ريشي انبوه داشت .

 

ميراث علمي و فرهنگي ابوريجان بيروني

در سال 427 هجري قمري ، ابوريجان بنابر خواهش شخصي ، فهرستي از آثار محمد بن زكرياي رازي ، پزشك ، شيميدان و فيلسول و الا مقام سده‌هاي سوم و چهارم هجري قمري ، فراهم كرد و به دنبال آن فهرست عناوين 113 جلد از كتاب و رسالاتي كه خود تا به آن هنگام نوشته بود نو همچنين اسامي         25 جلد كتاب يا رساله‌اي كه ديگران به نام وي نوشته بودند ، آورد .

بنابر اين . مشخص است كه 113 اثر ياد شده ، شامل همة آثار اين محقق بزرگ نيست ؛ زيرا وي سالها بعد از اين تاريخ زنده بود و تا آخرين روزهاي زندگي مي‌نوشت .

بر اساس تحقيقات گستردة پژوهشگراني كه در صد سالة اخير آثار بيروني را گردآوري ، ترجمه و بررسي كرده‌اند (و به عنوان يك ايراني با شرمندگي بايد اضافه كنم كه دربارة اين دانشمند نيز مانند ديگر دانشمندان ما تقريباً دقيق‌ترين و اصولي‌ترين پژوهشها از آنِ غربيها است) نوشته‌هاي وي در مي‌توان در حدود 148 تا 153 عنوان تخمين زد و ظاهراً تنها 35 جلد از اين آثار از دستبرد حوادث محفوظ مانده است .

تنوع موضوعي اين كتب و رسالات از وسعت معلومات ابوريحان حكايت مي‌كند . اين آثار در زمينة حساب ، هندسه ، مثلثات ، ستاره شناسي ، نقشه‌كشي ، فيزيك ، مكانيك ، جغرافيا ، تاريخ ، گاهشماري ، دين شناسي ، اسطوره شناسي ، پزشكي ، كاني شناسي ، زبان شناسي ، ادبيات ، فلسفه و تأليف يا ترجه شده‌اند . ابوبيجان كتاب التفهيم لا وائل صناعه التنجيم را به هر دو زبان فارسي و عربي نوشت و در نوشتن متن فارسي آن نهايت ذوق ادبي را به كار برد . اين كتاب به همراه دانشنامة علايي ابن سينا و تعدادي ديگر از آثار فارسي سده‌هاي چهارم و پنجم هجري قمري زمينه‌اي فراهم آوردند تا به مرور زمان         زبان فارسي بتواند به عنوان دومين زبان علمي و فلسفي جهان اسلام مطرح شود . التفهيم شامل پنج باب است و بابها به ترتيب ، موضوعات زير را در بر مي‌گيرند :

هندسه ، حساب و جبر و مقابله ، هيئت و جغرافيا و بوم شناسي ، اسطرلاب ، احكام نجوم . بيروني در هر يك از اين پنج باب ، اصطلاحات مربوط به علم يا فن مورد بحث را به شكل سئوال و جواب شرح داده است . به اين ترتيب ، التفهيم گنجينة گرانبهايي از اصطلاحات علمي را شامل مي‌شود كه با كمال دقت و مهارت و با عباراتي كوتاه تعريف شده‌اند .

كتاب مقاليد علم الهيئه (يعني كليدهاي دانش ستاره شناسي) نخستين كتابي است كه دربارة مثلثات كروي و مستقل از علم نجوم نوشته شده است . نام اين اثر نشان مي‌دهد كه بيروني ، مثلثات كروي را كليد فهم ستاره شناسي مي‌دانست .

كتاب راشيكات الهند بيروني كتابي است كوچك كه دربارة نسبت و تناسبت نوشته شده و در تاريخ رياضي بسيار اهميت دارد . بيروني در اين كتاب ، آنچه را كه دربارة نسبت و تناسب در رياضيات هندي مي‌دانست ، با آنچه در اين باره از رياضيات يوناني به دست او رسيده بود ، تلفيق كرد و چنين كاري تا پيش از آن سابقه نداشت .

بيروني چند روش براي تصوير نقاط متعلق به سطح كره بر يك صفحه اختراع كرده است . محاسبة تقريبي وتر يك درجه و مقايسة نتيجه محاسبات خود با محاسبات بطلميوس در اين مورد از ديگر تلاشهاي ارزشمند ابوريجان محسوب مي‌شود .

مقدار تقريبي نسبت قطر دايره به محيط آن (n/1 ) را دانشمند ما با روشي جديد به دست آورد و اندازة تقريبي ضلع نُه ضلعي منتظم محاطي را به وسيلة حل معادله 3x = x3 + محاسبه كرد  . بيروني نه تنها رياضيات نظري و كاربردي يوناني و هندي را به خوبي مي‌دانست ، بلكه مباحث مطرح شده در اين زمينه را تحليل و نقد مي‌كرد . او تعدادي از آثار رياضي و نجوم هنديان را به عربي برگرداند و بعضي از آثار مهم رياضي يونان را به سانسكريت ترجمه كرد .

بيروني به طالع بيني و پيشگويي بر اساس وضعيت ستارگان و صور فلكي ، كه به آن علم احكام نجوم مي‌گفتند ، هيچ اعتقادي نداشت ؛ هر چند كه اين فن را به كمال مي‌دانست و در دربار محمود غزنوي نيز از اين راه روزگار مي‌گذراند .

بيروني در كتاب تحقيق مالهنه كه اثري است فوق العاده نفيس و بي‌مانند در عصر خويش (و دقيق‌ترين و جامع‌ترين متني محسوب مي‌شود كه تا آن روز دربارة فرهنگ ، علم ، فلسفه ، اسطوره ، خرافه ،        مردم شناسي ، جامعه شناسي ، دين شناسي تطبيقي ، آداب و رسوم ، ويژگيهاي جغرافيايي ، تاريخ و كشور هندوستان نوشته شده) نظرية بسيار پيشرفته‌اي دربارة علل پيدايش سرزمين هند از ديدگاه زمين شناسي ارائه مي‌دهد .

اين محقق بزرگ در كتاب المجاهر في معرفه الجواهر كه دربارة شناخت گوهرها (سنگهاي قيمتي) و فلزات نوشته شده است ، علاوه بر معرفي حدود 300 نوع كاني و سنگ و بيان آراء حكماي ايراني ، يوناني و در اين باب ، آزمايشهاي خود را دربارة خواص الماس ، زمرد و شرح مي‌دهد .

كتاب الصيدنه في الطب ابوريحان كه فرهنگنامة بسيار ارزشمندي در باب داروشناسي است ، فهرستي از داروهاي گياهي ، جانوري ، و كاني آن روزگار را شامل مي‌شود و از معتبرترين كتب مرجع طب سنتي ما به شمار مي‌آيد . اين شاهكار كم نظير ، ما را به سنت قديمي داروشناسي ايراني آشنا مي‌كند . بيروني در تنظيم اين اثر ، علاوه بر بررسي كلية كتب داروشناسي ايراني ، از منابع بابلي ، يوناني ، سرياني ، هندي و عربي نيز استفاده كرده است . در اينجا بايد يادآوري كرد كه ابوريحان علاوه بر زبان فارسي كه زبان مادري او بود ، زبان عربي سانسكريت و سرياني را به كمال مي‌دانست و با زبان يوناني و عبري نيز آشنايي داشت . كتاب عظيم و بي‌ بديل آثار الباقيه عن القرون الخاليه را بيروني در باب گاهشماري نوشت و در اين اثر ، تقديم اقوام و پيرامون اديان و مسلك گوناگون را بررسي و با يكديگر مقايسه كرد و مبدأ تواريخ  مختلف ، روشهاي تبديل تواريخ به يكديگر و ايام و شيوه‌هاي روزه‌ داري ، جشن و سوگواري معتقدان به اديان و آيينهاي متنوع را توضيح داد . در اين كتاب ، اسامي پيامبران از آدم تا خاتم ،‌ فهرستي از وقايع زندگي پيامبر اسلام (ص) به ترتيب زمان ، نامهاي پادشاهان ، دودمانهاي شاهي ايران ، مصر ، بابل و روم و تواريخ مربوط به هر يك و و به شكل جداول بسيار دقيق تنظيم شده است .

تاريخچة علم

 

حدود 2000 ق . م / 2621 ق . ه‍ .

سنگ بناي نخستين رصد خانه به نام «استون هنج» گذاشته شد .

 

430 ق . م / 1051 ق . ه‍ .

«دموكريتوس» (ذيمقراطيس) گفت كه همه چيز از اتم ساخته شده است .

 

حدود 330 ق . م . / 951 ق . ه‍ .

«ارسطو» هيئت جهان را مدارهاي دايره‌اي هم مركزي خواند كه در مركز آن بود .

 

300 ق . م . / 921 ق . ه‍ .

«اقليدس» دانش رياضي زمان خود را گرد‌آوري كرد .

 

265 ق . م . / 886 ق . ه .

«ارشميدس» دريافت كه وزن هر جسم با فرو رفتن در آب ، به اندازة وزن آب هم حجم آن كاهش مي‌يابد .

 

حدود 235 ق . م . / 856 ق . ه‍ .

«اراتوستن» با دقت تحسين برانگيزي اندازة زمين را محاسبه كرد .

 

79 م . / 543 ق . ه‍ .

«پليني» هنگام بررسي انفجار آتشفشاني كوه «وزو» درگذشت .

 

400 م . / 22 ق . ه‍ .

دانشمندان اسكندريه براي نخستين بار واژة «شيمي» را به كار بردند .

 

865 م . / 244 ه‍ . ش . / 251 ه‍ . ق .

«محمد بن زكرياي رازي» ، شيميدان و پزشك بزرگ ايراني و كاشف الكل و اسيد سولفوريك ، چشم به جهان گشود .

حدود 1000 م . / 379 ه‍ . ش . / 390 ه‍ . ق .

«ابوريحان بيروني» در كتاب «آثار الباقيه عن القرون الخاليه» بسياري از مسائل دقيق زمين شناسي ، از جمله دليل فوران چاه‌هاي آبفشان (آرتزين) را شرح داد .

 

حدود 1015 م . / 394 ه‍ . ش . / 406 ه‍ . ق .

«ابن سينا» كتاب «قانون» را به پايان رساند .

 

حدود 1020 م . / 399 ه‍ . ش . / 411 ه‍ . ق .

«ابن هيثم» بزرگترين فيزيكدان قرون وسطي ، نحوة كار عدسيها و آينه‌هاي همگرا را توضيح داد .

 

1054 م . / 433 ه‍ . ش . / 446 ه‍ . ق .

ستاره شناسان چيني «نواختري» را شناسايي كردند كه آثارش هنوز در راه شيري ديده مي‌شود .

 

1490 م . / ه‍ . ش . / 896 ه‍ . ق .

«لئوناردو داوينچي»‌خاصيت مويينگي را در مايعات بررسي كرد .

 

1543 م . / 922 ه‍ . ش . / 950 ه‍ . ق .

«نيكولاس كوپرنيك» در كتابش به نام «در باب حركت اجرام آسماني» ، خورشيد را مركز                منظومة شمسي دانست . «آندرياس وساليوس» آناتومي انسان را به شكل علمي مطالعه كرد .

 

حدود 1550 م . / 929 ه‍ . ش . / 957 ه‍ . ق .

«لئونارد ديگز» تلسكوپي انعكاسي (بازتابي) و بعد از آن تلسكوپي انكساري ساخت .

 

1572 م . / 951 ه‍ . ش . / 980 ه‍ . ق .

«تيكو براهه»‌ نواختري را مشاهده كرد .

 

1580 م . / 959 ه‍ . ش . / 998 ه‍ . ق

«پراسپرو آلپيني» پي‌برد كه گياهان داراي دو جنس نر و ماده‌اند .

 

1596 م . / 975 ه‍ . ش . / 1005 ه‍ . ق ‍.

«جان جرارد» مجموعة دانش گياه شناسي زمان خود را در كتاب «گياهان دارويي»

 

  v  نواختر : سوپر نُوا ، ستاره‌اي كه ناگهان مي‌درخشد و در طي چند ماه به حالت اول بر مي‌گردد . گرد آورد

 

1608 م . / 987 ه‍ . ش . / 1017 ه‍ . ق .

«هانس ليپرشاي» تلسكوپي انكساري اختراع كرد كه نخستين مورد اين اختراع به شمار مي‌آيد كه مستند به اسناد تاريخي قابل اعتماد است .

 

1609 ـ 1619 م . / 988 ـ 998 ه‍ . ش . / 1018 ـ 1029 ه‍ . ق .

«يوهانس كپلر» قوانين حركت سيارات را منتشر كرد .

 

1610 م . / 989 ه‍ . ش . / 1019 ه‍ . ق .

«گاليلئو گاليلئي» ماه‌هاي مشتري را با تلسكوپ مشاهده كرد .

 

1628 م . / 1007 ه‍ . ش . / 1038 ه‍ . ق .

«ويليام هاروي» كشف گردش خون را اعلام كرد .

 

1643 م . / 1022 ه‍ . ش . / 1053 ه‍ . ق .

«توريچلي» فشارسنج جيوه‌اي را اختراع كرد .

 

1656 م . / 1035 ه‍ . ش . / 1066 ه‍ . ق .

«كريستين هويگنس» توضيح صحيحي دربارة حلقه‌هاي زحل داد و ساعت آونگ دار را ابداع كرد .

 

1662 م . / 1041 ه‍ . ش . / 1073 ه‍ . ق .

«رابرت بويل» قانوني را كشف كرد كه فشار و حجم گاز را به هم ارتباط مي‌دهد .

سخن آخر

تأثيري كه آثار و كشفيات نيوتن بر دانش بشري گذاشت ، چنان روشن است كه نيازي به ذكر آن نيست . برجسته‌ترين دانشمند نيمة اول قرن بيستم ، مردي كه در عصر پيشرفت علم و تكنولوژي مظهر علم و دانش است ، برجستگي و نبوغ نيوتن را به قدري روشن بيان كرده است كه جاي هيچ صحبتي باقي نمي‌ماند . «آلبرت اينشتين» در مقدمه‌اي براي كتاب نور شناسي نيوتن ـ كه در قرن بيستم تجديد چاپ شده است ـ مي‌نويسد :

«جهان هستي براي نيوتن همچون كتابي گشوده بود كه بدون هيچ كوششي قادر به خواندن كلمات آن بود . چنين به نظر مي‌رسد كه مفاهيمي كه او براي نظم و ترتيب دادن يافته‌ها و تجربياتش مورد استفاده قرار مي‌داد ، به صورت خودجوش از خود تجربيات سرچشمه مي‌گرفت ؛ از تجربياتي عالي كه او همانند بازيچه‌اي آنها را نظم و ترتيب داد و همراه با جزئياتشان توصيف كرد . در واقع او آزمايشگر ، نظريه پرداز ، مكانيك و هنرمندي تمام عيار بود . او محكم ، مطمئن و تنها بيش از همة ما ايستاده و هر كلمه و عددي كه از او به جا مانده است ، نشانگر ابتكار و دقت موشكافانة اوست .»

تهیه و تنظیم : سید علیرضا کلالی

 
ارسال در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1387 توسط Amir-Yeganeh

 
 
 
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حکمت و اختر شناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشت، در سال 326 هچری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعی در باره اصل و نسب و دوره کودکی بیرونی در دست نیست. نزد ابو نصر منصور علم آموخت در 17 سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهار رادرکاث رصد کند، و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید چهار سال بعد برای اجرای یک رشته از این تشخیص ها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر 15 ذراع تهیه کرد. در 9 خرداد 376 بیرونی ماه گرفتگی(خسوفی)رادرکاث رصد کرد و قبلاٌ با ابوالوفا ترتیبی داده شده بود که او نیز در همان زمان همین رویداد را از بغداد رصد کن. اختلاف زمانی که از این طرق حاصل شد به آنان امکان داد که اختلاف طول جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشک بخارایی به مکاتبات تندی در باره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت در دربار مامون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت کرده، موقعی که سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از کشتن وی در گذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت را آموخت ومواد لازمه برای تالیف کتاب خود موسوم به تحقیق ماللهند جمع‌آوری کرد.

بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیایی حدود 11 شهر
هند را تعیین نمود خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه نندنه به سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است تعداد زیاد رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال 398 آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال 400 بود.

بیرونی تالیفات بسیار در نجوم و هیات و منطق و حکمت دارد از جمله تالیفات او قانون مسعودی است در
نجوم و جغرافیا که به نامه سلطان مسعود غزنوی نوشته، دیگر کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال 390 هجری به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تالیف کرده این کتاب را مستشرق معروف آلمانی زاخائو در سال 1878 میلادی دررلیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. دیگر کتاب ماللهند من مقوله فی العقل اومر ذوله در باره علوم و عقاید و آداب هندیها که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است دیگر التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم در علم هیات و نجوم و هندسه. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی از آثار خود را ضمیمه آن کرد این فهرست به 113 عنوان سر می زند که بعضی از آنها بر حسب موضوع گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم 14 سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد به علاوه 7 اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگری هم نام برده شده است. تقریباٌ‌ چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد از آنچه بر جای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است. علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباٌ‌ در همه شعبه های علومی که در زمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بی اطلاع نبود اما گرایش او به شدت به سوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی درآمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی در رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی از کل محصولات کار او در اختر شناسی، اختر بینی و رشته های مربوط به آنها بود که علوم دقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود از آثار دیگر بیرونی که هنوز هم در دسترس هستند و می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه، بیرونی در باره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلالیل علمی آورده است و می گویند وقتی کتاب قانون مسعودی را تصنیف کرد سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد ابوریحان آن مال را پس فرستاد وگفت: من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک آن سزاوار نیست.

نظر پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد وی بر بهترین نظریه های علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری در سن 78 سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.
ارسال در تاريخ جمعه هفتم تیر 1387 توسط Amir-Yeganeh
قالب وبلاگ